مرضيه محمدزاده
70
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
فرزدق ابو فراس همام ابن غالب مشهور به « فرزدق » شاعر بزرگ عرب است . مادر او ليلى بنت حابس و پدرش داراى مناقب مشهور و اوصاف پسنديده است . وى از شاعران بصره و مدّاح خلفاى بنى اميه است و در زبان عربى اثر عظيمى داشته است به طورىكه گفتهاند اگر شعر فرزدق نمىبود ثلث زبان عرب از ميان مىرفت و نيز اگر شعرش وجود نداشت نصف اخبار مردم نابود مىگشت . وى را به زهير بن ابى سلمى تشبيه مىكنند كه هر دو از شاعران طراز اولند . زهير در جاهليت و فرزدق در دورهى اسلام . فرزدق را با جرير و اخطل حوادثى است و هجو فرزدق در شأن آن دو مشهورتر از آن است كه به ذكر درآيد . او در ميان قومش شريف و گرامى بود و خاطرش را عزيز مىداشتند و هر كه به قبر پدرش پناه مىبرد ، را حمايت مىكرد . جد و پدرش نيز از بخشندگان و شريفان عرب و از نيكان اشراف بودند . در شرح نهج البلاغه آمده است كه فرزدق عادت داشت پيوسته در حال نشسته مقابل خلفا و امرا شعر بخواند تا اينكه سليمان بن عبد الملك اراده نمود كه وى ايستاده به شعر خواندن بپردازد ، ولى گروهى از بنى تميم بشوريدند و سليمان اجازه داد كه فرزدق نشسته شعر بخواند . كنيهى فرزدق در جوانى « ابى مكيّه » بود و مكيّه نام دختر وى مىباشد . ولى به جهت درشتى چهره و ترش روئيش به فرزدق ملقب شد . فرزدق در منزلگاه « تنعيم » ملاقاتى با امام حسين ( ع ) كه به سمت كوفه حركت كرده بود ، داشت و امام ( ع ) در مورد اوضاع كوفه از او سوالاتى نمود ، فرزدق به امام ( ع ) پيشنهاد كرد كه به سمت كوفه حركت نكند . وفات او به سال 110 ه . ق . در بصره اتفاق افتاد ، در حالىكه سنش نزديك به صد سال بود . « 1 » - * - قصيده فرزدق در مدح امام سجاد ( ع ) : 1 - هذا الّذى يعرف البطحاء و طأته * و البيت يعرفه و الحلّ و الحرم 2 - هذا ابن خير عباد اللّه كلّهم * هذا التّقىّ النّقىّ الطاهر العلم 3 - هذا علىّ رسول اللّه والده * امست بنور هداه تهتدى الظلم 4 - اذا رأته قريش قال قائلهم * إلى مكارم هذا ينتهى الكرم 5 - ينمى إلى ذروة العزالتى قصرت * عن نيلها عرب الاسلام و العجم 1 - اين كسى است كه بطحاء جاى پايش را مىشناسد و حرم و بيرون حرم به دو آشناست . 2 - اين پسر بهترين بندگان خداست . اين پرهيزگار ، گزيده ، پاك و نشانه و راهنماست . 3 - اين على است كه پدرش رسول اللّه مىباشد و با نور هدايتش تاريكى و ظلمت هدايت مىشود . 4 - چون قريش او را بيند ، گويد : جوانمردى تا درگاه او راه پويد . 5 - وى عزّت را در حدّ بالاى خويش رشد داده و عرب و عجم را بهوسيلهى اسلام برترى بخشيده است .
--> ( 1 ) - الاعلام زركلى ؛ ج 3 ، ص 1127 و 1128 .